۶ اشتباه زبان بدن را میدانی؟ | کلید حرفهای بودن در گفتگو
اگه میخوای در گفتگو حرفهای به نظر برسی، این ۶ اشتباه زبان بدن را انجام نده:
طبق گزارشی که در Harvard Business Review منتشر شد، در تعاملات رودررو، افراد در چند ثانیه اول گفتگو تصمیم اولیه خود را درباره حرفهای بودن، قابل اعتماد بودن و میزان تسلط طرف مقابل میگیرند؛ تصمیمی که قبل از پردازش کامل کلمات شکل میگیرد و عمدتاً بر اساس نشانههای غیرکلامی انجام میشود. به بیان ساده، مخاطب قبل از اینکه بفهمد چه میگویی، از روی چطور نشستن، نگاه کردن و حرکت کردن تو به یک جمعبندی اولیه میرسد.
همین واقعیت است که باعث میشود بسیاری از گفتگوها، با وجود محتوای درست، نتیجه مطلوب نداشته باشند. نه به این دلیل که حرف بدی زده شده، بلکه چون ژستها پیام متفاوتی ارسال کردهاند. دستهایی که دیده نمیشوند، نگاهی که بیش از حد خیره میماند، بدنی که جمع شده یا لم داده، همگی میتوانند پیام کلام را تضعیف کنند؛ بدون اینکه خودت متوجهش باشی.
در آموزش زبان بدن، مشکل اصلی معمولاً ندانستن نیست؛ اجرای ناخودآگاه ژستهای اشتباه است. ژستهایی که آنقدر عادی شدهاند که دیگر به چشم نمیآیند، اما اثرشان روی مخاطب کاملاً واقعی است. به همین دلیل، اصلاح چند ژست مشخص در گفتگو میتواند تأثیری بسیار بیشتر از اضافه کردن دهها تکنیک کلامی داشته باشد.
این مقاله دقیقاً با همین نگاه نوشته شده است.نه برای تحلیلهای پیچیده، نه برای حرکات نمایشی؛ بلکه برای شناسایی چند اشتباه رایج ژستی در گفتگو و جایگزین کردن آنها با ژستهای ساده، قابل اجرا و حرفهای. اگر میخواهی بدانی کدام ژستهای کوچک بیشترین ضربه را به ارتباطت میزنند و دقیقاً باید جایشان چه کاری انجام بدهی، ادامه این مقاله را از دست نده.
اشتباه اول: خیره شدن ممتد بدون قطع نگاه
خیره شدن ممتد یعنی نگاه را قفل کنی و عملا بدون وقفه در چشم طرف مقابل بمانی. در گفتگوهای کاری و روزمره، این ژست به جای اینکه تمرکز و تسلط نشان بدهد، اغلب فضای گفتگو را سنگین می کند. طرف مقابل به جای اینکه محتوای حرف تو را دنبال کند، شروع می کند به مدیریت حس خودش در برابر نگاه تو. نتیجه این می شود که گفتگو حالت طبیعی و روانش را از دست می دهد و حتی اگر حرفت کاملا درست باشد، اثرگذاری اش کم می شود.
راه حل ژستی این است که نگاه را چرخه ای و طبیعی مدیریت کنی. نگاه مستقیم باید وجود داشته باشد، اما مثل یک خط ثابت و بی وقفه نباشد. الگوی ساده و حرفه ای این است که چند ثانیه نگاه مستقیم داشته باشی و بعد نگاه را خیلی کوتاه به کنار یا پایین ببری و دوباره برگردانی. این قطع کوتاه نباید شبیه فرار از نگاه باشد، فقط یک رهاسازی کوتاه است تا نگاه از حالت قفل خارج شود. در عمل، این الگو هم احترام و توجه را منتقل می کند و هم فشار را از فضای گفتگو برمی دارد.
تمرین: در مکالمه تمرینی یا حتی در تماس های روزمره، هر بار که یک جمله کامل می گویی، نگاه مستقیم را سه تا پنج ثانیه نگه دار، بعد یک ثانیه نگاه را به کنار یا پایین ببر و دوباره برگردان. اگر حس کردی ناخواسته خیره می شوی، به جای قطع طولانی نگاه، فقط همان قطع کوتاه را تکرار کن تا الگو برایت عادت شود.
اشتباه دوم: پلک زدن سریع و پشت سر هم
پلک زدن طبیعی است، اما پلک زدن سریع و پشت سر هم چهره را ناآرام و شتاب زده نشان می دهد. در گفتگو، مخاطب ناخودآگاه از چشم و پلک تو ریتم می گیرد. وقتی پلک ها بی قرار باشند، حتی اگر صدایت آرام باشد، یک ناهماهنگی در تصویر کلی تو ایجاد می شود. این ژست مخصوصا در لحظه پاسخ دادن یا در لحظه ای که می خواهی جمله مهمی را بگویی، اثر منفی بیشتری دارد چون توجه مخاطب دقیقا همان موقع بالاست.
راه حل ژستی این است که هنگام پاسخ دادن، پلک زدن را آگاهانه آهسته تر کنی و نگاه را در لحظه شروع پاسخ ثابت تر نگه داری. منظور این نیست که پلک نزنی یا چشم را خشک نگه داری. منظور این است که در لحظه آغاز پاسخ، نگاه را تثبیت کنی و اجازه نده پلک زدن پشت سر هم، شروع جمله را خرد کند. خیلی وقت ها همین تثبیت چند ثانیه ای کافی است تا چهره جمع و جورتر و پاسخ محکم تر به نظر برسد.
تمرین: یک نفر از تو سوال های ساده بپرسد یا خودت چند سوال بنویس. هر بار قبل از شروع پاسخ، یک نفس آرام بکش و جمله اول را طوری شروع کن که در همان جمله اول فقط یک بار پلک بزنی یا پلک زدن را به بعد از جمله اول منتقل کنی. این تمرین را کوتاه انجام بده، اما تکرارش کن تا کنترل پلک در شروع پاسخ برایت طبیعی شود.
اشتباه سوم: پنهان کردن دست ها زیر میز
وقتی دست ها زیر میز پنهان می شوند، بخش مهمی از ارتباط غیرکلامی حذف می شود. حتی اگر هیچ ژستی هم نزنی، دیده شدن دست ها به خودی خود به گفتگو شفافیت می دهد. پنهان بودن دست ها باعث می شود مخاطب کمتر بتواند ریتم و همراهی تو را حس کند و تصویر کلی بدنی تو بسته تر به نظر برسد. این اشتباه در جلسات اداری خیلی رایج است چون افراد ناخودآگاه دست ها را زیر میز جمع می کنند یا روی پاها پنهان می کنند.
راه حل ژستی بسیار مشخص است: ساعدها را روی میز بیاور به شکلی که دست ها در میدان دید باشند. لازم نیست دست ها فعال و پرحرکت باشند. حتی حالت ثابت و ساده هم کافی است، فقط دیده شوند. اگر میز کوتاه است، حداقل یکی از ساعدها را روی میز بگذار. اگر میز بلند است، دست ها را نزدیک لبه میز نگه دار تا از دید خارج نشوند. این تغییر کوچک، خیلی سریع ژست تو را بازتر و حرفه ای تر می کند.
تمرین: پشت میز بنشین و آگاهانه ساعدها را روی میز قرار بده. پنج دقیقه درباره یک موضوع ساده حرف بزن یا یک مکالمه عادی انجام بده، اما شرط بگذار که دست ها حتی لحظه ای زیر میز نروند. هر بار دست ها رفت زیر میز، بدون عصبی شدن، فقط برگردانشان روی میز. چند بار تکرار که شود، بدن خودش الگوی جدید را یاد می گیرد.
اشتباه چهارم: بازی با خودکار، انگشتر یا ساعت
بازی با خودکار، چرخاندن انگشتر، لمس کردن ساعت یا هر حرکت ریز و تکراری دست، یکی از رایج ترین خرابکارهای ژست در گفتگوست. چون این حرکت ها چشم مخاطب را می دزدند. تو ممکن است در حال گفتن یک نکته مهم باشی، اما آن حرکت ریز دست، توجه را از پیام می برد به سمت اضطراب یا بی قراری. حتی اگر طرف مقابل چیزی نگوید، این ژست به مرور تصویر کلی تو را ناپایدار و کم تمرکز نشان می دهد.
راه حل ژستی ساده و دقیق است: هر شیء اضافی را از دست خارج کن و دست ها را در یک وضعیت ثابت و قابل پیش بینی نگه دار. بهترین حالت در گفتگوهای نشسته این است که یا دست ها روی میز قرار بگیرند یا روی ران ها. اگر نیاز به ژست داری، ژست را انجام بده و بعد دست ها به همان حالت ثابت برگردند. مهم این است که دست به وسیله ای قفل نشود و حرکت ریز تکراری جای ژست را نگیرد.
تمرین: قبل از شروع گفتگو، خودکار را کنار بگذار و اگر انگشتر یا ساعت را مدام لمس می کنی، عمدا دست ها را روی میز قرار بده. یک تایمر یک دقیقه ای بگذار و تمرین کن که در این یک دقیقه هیچ شیء ای را لمس نکنی. اگر دست رفت سمت شیء، دست را آرام برگردان روی میز. این تمرین را چند بار کوتاه تکرار کن تا کنترل ریزحرکت ها برایت عادت شود.
اشتباه پنجم: لم دادن بیش از حد به عقب
لم دادن بیش از حد یعنی تنه را رها کنی و وزن بدن را کامل به پشتی صندلی بسپاری، طوری که بدن عقب بنشیند و فاصله فیزیکی از گفتگو زیاد شود. در بسیاری از گفتگوها، این ژست پیام مشارکت فعال را کم می کند. حتی اگر قصدت راحت بودن باشد، تصویر بیرونی اش می تواند این باشد که انگار گفتگو برایت مهم نیست یا انرژی کافی برای همراهی نداری. در جلسه های کاری، این ژست گاهی حس فاصله یا بی تفاوتی می سازد.
راه حل ژستی این است که صاف بنشینی و کمی تمایل بدن به جلو داشته باشی. منظور این نیست که خم شوی یا وارد فضای طرف مقابل شوی. فقط به اندازه ای که تنه زنده و حاضر باشد. یک معیار عملی این است که لگن روی صندلی ثابت باشد، ستون فقرات صاف باشد و سینه کمی رو به جلو قرار بگیرد. این حالت باعث می شود ژست تو هم محترمانه باشد و هم فعال، بدون اینکه تهاجمی یا نمایشی شود.
تمرین: روی صندلی بنشین، پشت را صاف کن و تصور کن سر و سینه ات کمی رو به جلو کشیده می شود. سپس یک گفتگوی تمرینی دو دقیقه ای انجام بده و مراقب باش که دوباره به حالت لم داده برنگردی. اگر برگشتی، بدون قطع گفتگو فقط وضعیت را اصلاح کن. چند بار تکرار که شود، بدن در گفتگو به طور پیش فرض در حالت صاف می ماند.
اشتباه ششم: قفل کردن پاها و جمع شدن بدن
قفل کردن پاها یعنی یا زانوها را به هم فشار بدهی، یا پاها را محکم در هم قلاب کنی، یا بدن را جمع کنی و وزن را در حالت بسته نگه داری. این ژست در گفتگو باعث می شود بدن یک چارچوب بسته بسازد. حتی اگر دست ها باز باشد، بسته بودن پایین تنه کل تصویر را جمع می کند. از نظر ژستی، گفتگو نیاز به یک پایه باز و پایدار دارد، و پاهای قفل شده این پایه را می گیرند.
راه حل ژستی این است که پاها را صاف روی زمین قرار بدهی، با فاصله طبیعی، و زانوها قفل نشوند. اگر نشسته ای، کف پاها روی زمین باشد و وزن بدن متعادل پخش شود. لازم نیست پاها خیلی باز باشند یا ژست خاصی بگیری. فقط از حالت قفل و جمع شدگی خارج شو و اجازه بده پایین تنه حالت طبیعی و باز داشته باشد. این کار باعث می شود نشستن تو هم پایدارتر شود و هم دست ها راحت تر در وضعیت درست قرار بگیرند.
تمرین: بنشین و پاها را روی زمین بگذار، فاصله طبیعی بین پاها ایجاد کن و زانوها را رها نگه دار. پنج نفس آرام بکش و فقط مراقب باش پاها دوباره قفل نشوند. سپس یک مکالمه کوتاه انجام بده و هر بار که حس کردی بدن جمع می شود، فقط پاها را دوباره روی زمین ثابت کن. این تمرین ساده است، اما اگر تکرار شود سریع به عادت تبدیل می شود.
کلام آخر:
وقتی درباره اهمیت زبان بدن صحبت میکنیم، شاید در نگاه اول به نظر برسد موضوعی حاشیهای است؛ چیزی در کنار محتوا. اما کافی است به مسیر یکی از مشهورترین سخنرانان جهان نگاه کنیم تا بفهمیم ماجرا دقیقاً برعکس است.
استیو جابز سالها قبل از آنکه به عنوان یک سخنران الهامبخش شناخته شود، بارها به دلیل اجرای ضعیف، ژستهای بسته و زبان بدن نامطمئن مورد انتقاد قرار گرفت. اما نقطه تغییر او نه در یادگیری اسلایدسازی بود و نه در اضافه کردن جملات هوشمندانه. تمرکز اصلی جابز روی این بود که بدنش همان پیامی را بدهد که کلماتش میدهند. ایستادن صاف، نگاه کنترلشده، حرکت محدود اما هدفمند دستها و حذف ژستهای اضافه، بخش مهمی از تمرینهای او قبل از هر ارائه بود.
نتیجه این توجه، فقط سخنرانیهای زیبا نبود. مخاطبان احساس میکردند او به حرفی که میزند باور دارد، حتی قبل از اینکه دلیلش را بشنوند. زبان بدنش به کلمات اعتبار میداد. همان چیزی که باعث شد ارائههایش سالها بعد هم به عنوان الگو تدریس شوند.
نکته مهم این داستان این است که جابز با زبان بدن متولد نشده بود. او آن را تمرین کرد. دقیق، آگاهانه و تکرارشونده. درست مثل ژستهایی که در این مقاله دیدی. ژستهایی که اگر اصلاح شوند، بدون تغییر حتی یک کلمه از حرفهایت، تصویر حرفهایتری از تو میسازند.
اگر میخواهی ارتباطت جدیتر گرفته شود، اگر میخواهی حرفت وزن پیدا کند، و اگر میخواهی قبل از شنیده شدن، دیده شوی، وقت آن است که به زبان بدنت همانقدر اهمیت بدهی که به محتوایت.آموزش زبان بدن از همین جزئیات شروع میشود؛ از نشستن، نگاه کردن و حرکتهایی که هر روز انجام میدهی.
دوره کلام بُرنده
خبرنامه | صفحه تکی نوشته
سینا آذرنیا
مدیر و موسس مدرسه فن بیان تاوا
درباره نویسنده
- بنیانگذار مدرسه فن بیان تاوا
- آموزش بیش از 1000 نفر در زمینه مهارتهای ارتباطی
- نفر سوم مسابقات سخنرانی کشور در سال 1400
تا کنون تجربه سخنرانی در بسیاری از فضاهای علمی و دانشگاهی را داشته و به همین دلیل محتوای او صرفا کپی شده از کتابها و مقالات مختلف نیست. به عبارت بهتر او در زمینه ارتباطات مطالعه، پژوهش و تجربه میکند و در آخر بهترین نکات را در دورهها به شرکتکنندگان ارائه میکند.



دیدگاهتان را بنویسید