۳ تکنیک طلایی زبان بدن | چگونه ذهن دیگران را بخوانیم؟
سالها پیش، قبل از اینکه این مفاهیم را عمیقاً درک کنم، مراجع بسیار مهمی داشتم که مدیر مالی یک شرکت بزرگ بود. در تمام جلسات، او سرش را پایین میانداخت و فقط گاهی نگاهی گذرا به من میکرد. در ابتدا فکر میکردم: «خب، او با اعداد و ارقام سروکار دارد و اینطور راحتتر است.» اما با گذشت زمان، به این نتیجه رسیدم که او از نظر اجتماعی ضعیف است و بلد نیست ارتباط چشمی برقرار کند. در نهایت، با قضاوت عجولانه جوانی، نه تنها رفتارش را توهینآمیز تلقی کردم، بلکه به اشتباه تصور کردم که عمداً به من بیاحترامی میکند. این سوءتفاهم بزرگ، نزدیک بود یک رابطه کاری ارزشمند را نابود کند، فقط به این دلیل که من سبک ارتباطی او را نمیفهمیدم.
آیا تا به حال آرزو کردهاید که بتوانید ذهن دیگران را بخوانید? این توانایی جادو نیست، بلکه مهارتی است که بر اساس درک سه روش اصلی پردازش اطلاعات در مغز انسان شکل گرفته است. زبان بدن افراد در تمام طول روز، سبک فکری غالب آنها را فاش میکند. کلید گشودن این قفل، چیزی جز آموزش زبان بدن نیست. در ادامه، سه تکنیک قدرتمند را به شما معرفی میکنم که نگاه شما به ارتباطات و قدرت متقاعدسازی را برای همیشه تغییر خواهد داد.
۱. چشمها را دریابید: با افراد بصری ارتباطی عمیق بسازید
اولین و بزرگترین گروه، که حدود ۷۵ درصد از جمعیت را تشکیل میدههند، افراد «بصری» یا “Lookers” هستند. این افراد به صورت تصویری فکر میکنند؛ ذهن آنها مانند یک سینما، دائماً در حال پخش فیلمها و تصاویر است. زبان بدن آنها نیز کاملاً این سبک فکری را بازتاب میدهد: آنها صاف میایستند و استایل خوبی دارند، چون ظاهر برایشان اهمیت دارد و خوشپوش هستند. کمی استرس را در شانههای خود نگه میدارند، لبهای نازکی دارند و اغلب چروکهایی روی پیشانی خود دارند، زیرا برای به خاطر آوردن تصاویر به سمت بالا نگاه میکنند. مهمترین ویژگی آنها این است که ارتباط چشمی زیادی برقرار میکنند.
جلسهای را با یک مدیر بصری تصور کنید. او به اسلایدهایی که با دقت طراحی شدهاند و نمودارهای واضح، بیش از هر توضیح شفاهی طولانی توجه میکند. برای چنین فردی، ارتباط چشمی مستقیم به معنای توجه و صداقت است. اگر هنگام صحبت با او نگاه خود را برگردانید، او به این نتیجه میرسد که یا به حرفهایش توجهی ندارید یا چیزی را پنهان میکنید. در دنیای افراد بصری، «دیدن» به معنای «باور کردن» است.
برنامه عملی
برای ایجاد یک ارتباط فوری و مؤثر با افراد بصری، این سه گام را در مکالمات بعدی خود پیاده کنید:
- وقتی با آنها صحبت میکنید، ارتباط چشمی قوی و مداوم برقرار کنید.
- در مکالمات خود از کلمات و عبارات بصری مانند «ببینید»، «تصور کنید» و «بیایید به این تصویر نگاه کنیم» استفاده کنید.
- به ظاهر و آراستگی خود و همچنین محیط اطرافتان توجه ویژهای داشته باشید، زیرا این موارد برایشان مهم است.
۲. به سکوتشان گوش دهید: راز متقاعد کردن افراد شنیداری را کشف کنید
گروه دوم که حدود ۲۰ درصد از افراد را شامل میشوند، «شنیداری» یا “Listeners” هستند. ذهن این افراد با کلمات و اصوات کار میکند؛ آنها در حال گفتگوی درونی دائمی با خودشان هستند. از آنجا که ظاهر برایشان اولویت ندارد، ممکن است به اندازه افراد بصری خوشپوش نباشند. زبان بدن آنها ویژگیهای مشخصی دارد: تمایل دارند به پایین و سمت چپ نگاه کنند (جهتی که مغز برای به یادآوری صداها به آن مراجعه میکند)، گاهی دستشان را زیر چانهشان میگذارند که به آن «حالت تلفنی» میگویند، و ممکن است با خودشان زمزمه کنند، چون به معنای واقعی کلمه در حال گفتگو با خودشان هستند، یا با خودکارشان صدا تولید کنند.
آن مدیر مالی که در ابتدا داستانش را تعریف کردم، یک شنیداری تمامعیار بود. من با اصرار بر ارتباط چشمی مستقیم، ناخواسته او را در موقعیتی بسیار معذبکننده قرار داده بودم. او برای فکر کردن به کلمات و تحلیل اطلاعات، نیاز داشت نگاهش را از من برگرداند. وقتی این را فهمیدم، رویکردم را تغییر دادم و به جای تلاش برای تغییر او، خودم را با سبک ارتباطیاش تطبیق دادم. نتیجه شگفتانگیز بود و رابطه کاری ما به سرعت بهبود یافت.
برنامه عملی
برای اینکه به دنیای یک فرد شنیداری وارد شوید و اعتماد او را جلب کنید، این استراتژیها را به کار بگیرید:
- از نگاه مستقیم و طولانی به آنها خودداری کنید؛ نگاه کنید و سپس نگاهتان را بردارید.
- از کلمات شنیداری مانند «این ایده خوب به گوش میرسد»، «بیایید در موردش صحبت کنیم» و «از شنیدن نظرتان خوشحالم» استفاده کنید.
- وقتی سکوت میکنند و به نظر میرسد در فکر فرو رفتهاند، به آنها فضا بدهید؛ آنها در حال پردازش اطلاعات به سبک خودشان هستند.
۳. احساساتشان را لمس کنید: با افراد لمسی همدلی کنید
کوچکترین گروه، که تنها ۵ درصد جمعیت را تشکیل میدهند، افراد «لمسی» یا “Touchers” هستند. این افراد دنیا را از طریق احساسات و حس لامسه پردازش میکنند. بارزترین نشانه آنها این است که آمادهاند شما را در آغوش بگیرند، حتی اگر برای اولین بار شما را ملاقات کنند! آنها لباسهای راحت را به استایل ترجیح میدهند، معمولاً لبهای پری دارند و برای به خاطر آوردن یک حس به پایین نگاه میکنند. در مکالمه، تمایل دارند به شما نزدیک شوند تا فاصله فیزیکی را کم کنند و ممکن است برای تأکید یا ایجاد ارتباط، بازوی شما را لمس کنند.
فرض کنید در یک رویداد اجتماعی با فردی لمسی روبرو میشوید که با شور و شوق برای در آغوش گرفتن شما جلو میآید، در حالی که شما با این سطح از تماس فیزیکی راحت نیستید. واکنش غریزی عقبنشینی است، اما این کار به سرعت ارتباط را از بین میبرد. یک تکنیک ساده و قدرتمند برای این موقعیت وجود دارد: فوراً دست خود را برای دست دادن دراز کنید. این کار یک پل ارتباطی ایجاد میکند؛ هم نیاز فرد لمسی به یک «نقطه تماس» را برآورده میکند و هم حریم شخصی شما را حفظ مینماید.
برنامه عملی
برای برقراری ارتباط با یک فرد لمسی ضمن احترام به مرزهای شخصی، از این رویکرد هوشمندانه استفاده کنید:
- اگر راحت هستید، اجازه تماس فیزیکی مناسب مانند دست دادن یا لمس آرام بازو را بدهید.
- اگر با تماس فیزیکی راحت نیستید، فوراً دست خود را برای دست دادن پیش ببرید تا یک نقطه تماس امن ایجاد کنید.
- از کلمات حسی و لمسی مانند «احساس میکنم»، «بیایید در تماس باشیم» و «این پیشنهاد به دلم نشست» استفاده کنید.
شما کدام یک هستید؟ سبک ارتباطی خود را بشناسید
حالا که با این سه سبک آشنا شدید، احتمالاً از خود میپرسید: «من کدام یک هستم؟» بیایید همین الان این موضوع را کشف کنیم. چشمان خود را ببندید و یک خاطره مهم را به یاد بیاورید. میتواند جشن تولد دهسالگیتان باشد یا اتفاقی که هفته گذشته برایتان افتاده است.
حالا به نحوه به خاطر آوردن آن توجه کنید. آیا آن را مانند یک فیلم یا مجموعهای از تصاویر میبینید؟ (شما یک فرد بصری هستید). آیا کلمات و توصیفات آن رویداد را در ذهن خود میشنوید؟ (شما یک فرد شنیداری هستید). یا اینکه احساس خود در آن لحظه یا حس فیزیکی اشیاء را به یاد میآورید؟ (شما یک فرد لمسی هستید).
خبر خوب این است که شما اکنون سبک غالب خود را میشناسید. اما خبر بد این است که ما به طور طبیعی تمایل داریم با همه طوری رفتار کنیم که انگار آنها نیز مانند ما فکر میکنند. درک سبک شخصی خود، اولین قدم برای یادگیری نحوه تطبیق با دیگران است و این یک اصل اساسی در هر دوره جدی آموزش زبان بدن محسوب میشود.
بیشتر بخوانید : چگونه در ۳۰ دقیقه سخنرانی بنویسیم؟
کلام آخر
به طور خلاصه، افراد بصری (Lookers) با تصاویر، افراد شنیداری (Listeners) با کلمات و افراد لمسی (Touchers) با احساسات فکر میکنند. این دانش به معنای تغییر شخصیت شما نیست، بلکه ابزاری است برای تطبیق دادن زبان کلامی و زبان بدن خودتان برای ساختن ارتباطی عمیقتر و دستیابی به نفوذ بیشتر.
از همین امروز تمرین را شروع کنید. به ایمیلهایی که ارسال کردهاید نگاهی بیندازید و ببینید از کدام دسته کلمات (بصری، شنیداری یا لمسی) بیشتر استفاده میکنید. به زبان بدن همکاران و اعضای خانواده خود دقت کنید و سعی کنید سبک غالب آنها را تشخیص دهید. با به کار بستن این ابزارهای ساده از این آموزش زبان بدن، شما میتوانید به متقاعدکنندهترین و تأثیرگذارترین فرد در هر جمعی تبدیل شوید.
دوره کلام بُرنده
خبرنامه | صفحه تکی نوشته
سینا آذرنیا
مدیر و موسس مدرسه فن بیان تاوا
درباره نویسنده
- بنیانگذار مدرسه فن بیان تاوا
- آموزش بیش از 1000 نفر در زمینه مهارتهای ارتباطی
- نفر سوم مسابقات سخنرانی کشور در سال 1400
تا کنون تجربه سخنرانی در بسیاری از فضاهای علمی و دانشگاهی را داشته و به همین دلیل محتوای او صرفا کپی شده از کتابها و مقالات مختلف نیست. به عبارت بهتر او در زمینه ارتباطات مطالعه، پژوهش و تجربه میکند و در آخر بهترین نکات را در دورهها به شرکتکنندگان ارائه میکند.


دیدگاهتان را بنویسید