چطور حاضر جواب باشم؟ ۴ تمرین مخصوص بداههگویی و پاسخ در لحظه
به قول مارک تواین (نویسنده بزرگ آمریکایی): اینکه چه میگویی مهم است، اما اینکه چطور در لحظه واکنش نشان میدهی سرنوشت گفتگو را تغییر میدهد.
سالها فکر میکردم فقط کسانی میتوانند بداهه صحبت کنند که استعداد ذاتی دارند یا از کودکی پرحرف بودهاند. اما حقیقت این است که بداههگویی یک مهارت است نه یک ژن مادرزادی. مشکلی که بیشتر افراد دارند این نیست که حرفی برای گفتن ندارند؛ مشکل این است که نمیدانند چطور در لحظه جمله بسازند، چطور وقتی ذهنشان خالی شد صحبت را ادامه دهند، یا در مواجهه با سوالهای ناگهانی چه بگویند که ضعیف یا عصبی به نظر نرسند.
بداههگویی یعنی بتوانی بدون آمادگی قبلی، روان، فکرشده و جذاب حرف بزنی. یعنی وسط یک جلسه بحث جا نمانی، در جمع دوستان کمنیاوری، در کلاس و کارگاه دستت نلرزد و حرفت قفل نشود. راز این توانایی در کتابها وجود ندارد؛ فقط با تمرین ساخته میشود. در این مقاله قرار نیست حرفهای تکراری مثل «اعتمادبهنفس داشته باش» یا «زیاد کتاب بخوان» بشنوی. قرار است چهار تمرین واقعی را یاد بگیری که ذهنت را فعال، زبانت را روان و حضورت را در گفتگو قدرتمند میکند.
اگر میخواهی دیگر هیچوقت هنگام صحبت کردن کم نیاوری، اگر میخواهی بدون تپق و مکث حرف بزنی و اگر میخواهی مثل افراد تأثیرگذار در لحظه فکر کنی و پاسخ بدهی، این مقاله دقیقاً برای تو نوشته شده. ادامه بده، چون از اینجا به بعد میخواهیم بداههگویی را مثل یک مهارت حرفهای بسازیم.
هدیه برنامه فن بیان📢
دانلود رایگان به جای پرداخت ۵۰۰ هزار تومان!
تمرین اول: میدان معنایی
یکی از دلایل اصلی که افراد هنگام صحبت کردن ناگهانی یا بداهه دچار مکث، تپق یا قفل کلامی میشوند، این است که ذهن آنها بانک واژگان فعالی ندارد. یعنی درباره موضوعی ایده دارند، اما نمیتوانند واژه مناسب را سریع پیدا کنند. تمرین میدان معنایی دقیقاً برای حل همین مشکل طراحی شده است. این تمرین توانایی تولید محتوا در لحظه را تقویت میکند و کمک میکند ذهن با سرعت بیشتری واژهسازی و جملهسازی کند. بسیاری از سخنرانان حرفهای، مذاکرهکنندگان، مجریان و حتی بازیگران تئاتر بداهه از همین تکنیک استفاده میکنند تا جریان فکر و زبان را همزمان تقویت کنند.
روش کار ساده اما بسیار قدرتمند است: هر روز یک کلمه مرکزی انتخاب میکنی، آن را در وسط کاغذ مینویسی و دور آن یک دایره میکشی. سپس شروع میکنی به نوشتن حداقل ده واژه مرتبط با آن کلمه. مثلاً اگر کلمه مرکزی «موفقیت» باشد، میتوانی اطرافش بنویسی: تلاش، استمرار، هدف، پشتکار، شکست، تمرکز، انگیزه، تعهد، برنامهریزی، عمل. سپس با همین دایره واژگان، باید یک سخنرانی کاملاً بداهه و ۵ دقیقهای اجرا کنی. این تمرین ذهن را مجبور میکند ارتباط بین کلمات را بسازد، جمله تولید کند و بدون مکث حرف بزند. نتیجه؟ دیگر در صحبت کردن گیر نمیکنی چون ذهنت همیشه آماده واکنش سریع است.
چکلیست اجرای تمرین میدان معنایی
- روزانه یک کلمه مرکزی انتخاب کن
- کلمه را بنویس و دورش دایره بکش
- اطراف آن حداقل ۱۰ کلمه مرتبط اضافه کن
- از میان این ۱۰ واژه، یک مسیر ذهنی بساز
- درباره همان کلمه ۳ تا ۵ دقیقه بداهه حرف بزن
- مکث جایز است اما توقف کامل ممنوع است
- از روی کاغذ نخوان، فقط نگاه کن و حرف بساز
- صدای خودت را ضبط کن و پیشرفت هفتگی را بررسی کن
تمرین دوم: بداههگویی با تشبیه
یکی از بزرگترین مهارتهای یک فرد مسلط در بداههگویی این است که بتواند موضوعات پیچیده را ساده توضیح دهد. مغز انسان با مفهومهای خشک ارتباط نمیگیرد، اما وقتی چیزی با تشبیه توضیح داده میشود، فوراً در ذهن مینشیند. این همان روشی است که پیامبران، فیلسوفان، مربیان بزرگ و سخنرانان حرفهای برای اثرگذاری استفاده کردهاند. وقتی حضرت عیسی برای مردم روستایی صحبت میکرد که با مفاهیم فلسفی دشوار ارتباط نمیگرفتند، حقیقتهای بزرگ زندگی را با داستان، مثال و تشبیه به آنها منتقل میکرد. مثلاً درباره پادشاهی آسمانها نمیگفت مفهومی عمیق و معنوی است، بلکه میگفت: «پادشاهی آسمان مانند بذری است که در خاک کاشته میشود.»
این تمرین بداهه کمک میکند هنگام صحبت کردن گیر نکنید و سریع مسیر توضیح را پیدا کنید. کافی است یک موضوع انتخاب کنید، مثلاً «اعتماد»، «موفقیت»، «زمان» یا «انگیزه». سپس بدون فکر کردن زیاد، باید آن را با یک چیز دیگر تشبیه کنید. مثلاً بگویی: «اعتماد مثل شیشه است، ساختنش زمان میبرد اما اگر بشکند دوباره مثل اول نمیشود» یا «موفقیت مثل کوهنوردی است، مسیر سخت است اما قله ارزشش را دارد». این تمرین به تو کمک میکند حتی وقتی چیزی برای گفتن نداری، با یک تشبیه جملهسازی فوری و جذاب انجام بدهی. این یعنی توانایی واقعی در بداههگویی.
چکلیست اجرای تمرین بداهه با تشبیه
- هر روز یک موضوع انتخاب کن
- سه تشبیه سریع برای آن بساز
- یکی از تشبیهها را انتخاب کن و دربارهاش ۲ تا ۳ دقیقه بداهه حرف بزن
- از مثالهای حسی و ملموس استفاده کن
- موضوعات ساده را نمادین کن (مثل موفقیت=کوه، ذهن=باغچه)
- هدف، توضیح روشن و جذاب است نه جملهسازی ادبی
- جلوی دوربین یا ضبط صدا تمرین کن
- قانون مهم: بدون توقف فکر کن و بساز
پیشنهاد لحظهای! ⏰
فقط تا زمانی که این صفحه باز است، فرصت دارید بهجای ۲ میلیون تومان، فقط با ۱۹۰ تومان در دوره جامع و نامحدود کلام بُرنده ثبت نام کنید 👇
استرس کنفرانس دانشگاه
تمرین سوم: بداههگویی با روایت
در بداههگویی فقط «حرف زدن» مهم نیست؛ اثر گذاشتن حین حرف زدن مهم است. ذهن انسان با اطلاعات خشک ارتباط نمیگیرد اما در مقابل بهطور طبیعی عاشق داستان است. به همین دلیل است که دیل کارنگی میگوید: «مردم از نصیحت متنفرند اما عاشق شنیدن داستان هستند.» وقتی در لحظه مجبور به صحبت میشویم، اگر خشک و رسمی حرف بزنیم، مخاطب را از دست میدهیم؛ اما اگر سریع موضوع را به یک روایت تبدیل کنیم، همه توجهها را جمع میکنیم.
در این تمرین باید هر روز یک موضوع بداهه انتخاب کنی و آن را در قالب یک داستان کوتاه ۳ تا ۵ دقیقهای تعریف کنی. داستان میتواند واقعی یا ساختگی باشد، اما باید سه عنصر مهم داشته باشد: شخصیت، چالش یا درگیری و نتیجه. مثلاً موضوع «موفقیت» را میتوانی اینگونه روایت کنی: «دو دوستم را میشناسم که هر دو با هم شروع کردند. یکی همیشه دنبال راههای سریع بود و زود خسته میشد. دیگری آرام اما پیوسته جلو رفت…» همین ساخت ساده باعث میشود مخاطب همراه تو بماند.
داستانها میتوانند طنزآمیز، احساسی یا حتی الهامبخش باشند. مهم این نیست که محتوای داستان بزرگ باشد؛ مهم تاثیرگذاری آن است. مغز مخاطب وقتی داستان میشنود بهجای تحلیل، تصویرسازی ذهنی میکند و همین باعث میشود حرف تو در ذهنش بماند.
چکلیست اجرای تمرین بداهه با روایت
- هر روز یک موضوع ساده انتخاب کن
- در لحظه یک داستان درباره آن بساز
- داستان باید ۳ بخش داشته باشد: شروع، درگیری، نتیجه
- شخصیت اضافه کن تا داستان زنده شود
- از جزئیات حسی استفاده کن تا تصویرسازی ایجاد شود
- مکث نکن، تا پایان بدون توقف حرف بزن
- داستان باید پیام داشته باشد، حتی کوتاه
- ضبط کن و هر روز روانتر از روز قبل اجرا کن
تمرین چهارم: پاسخ بداهه با سوال
یکی از سختترین موقعیتها در بداههگویی وقتی پیش میآید که کسی ناگهان یک سوال چالشی از ما میپرسد و ذهنمان برای چند ثانیه قفل میکند. مثلا میپرسند: «تو دقیقا چه تجربهای داری؟»، «فکر میکنی خیلی بلدی؟»، «درآمدت چقدر است؟»، «چرا باید حرف تو را قبول کنیم؟» و… این سوالها ناگهانی و فشارزا هستند. اگر آماده نباشیم، یا عصبانی میشویم، یا دفاعی پاسخ میدهیم، یا گیر میکنیم. اما افراد حرفهای کنترل گفتگو را با سوال پس میگیرند.
در این تکنیک به جای اینکه مستقیم جواب دهی، با سوال جواب میدهی تا زمان بخری، فشار مکالمه را کم کنی و موضوع را مدیریت کنی. این یک بازی روانشناختی سالم است که هم در مذاکره، هم در گفتگوهای چالشی و هم هنگام ارائه در جمع کاربرد دارد. مثلا:
سوال: (درآمدت چقدر است؟)
پاسخ حرفهای: (چی شد که این سوال به ذهن شما رسید؟)
یا:
سوال: (اصلا چرا باید حرف تو را قبول کنیم؟)
پاسخ حرفهای: (منظورت این است که دنبال دلیل منطقی هستی یا نمونه نتیجه میخواهی؟)
این سوالها باعث میشوند طرف مقابل توضیح بدهد و فشار از روی تو برداشته شود. با این روش گفتوگو را هدایت میکنی بدون اینکه وارد تنش یا دفاع بیفایده شوی.
چکلیست اجرای تمرین پاسخ بداهه با سوال
- هر روز سه سوال چالشی انتخاب کن
- برای هر سوال سه پاسخ مبتنی بر سوالسازی بساز
- پاسخها باید کوتاه و محترمانه باشند
- از سوالهای روشنکننده استفاده کن مثل: «منظورت دقیقاً چیست؟»
- هرگز در جواب سوال شخصی، مستقیم جواب نده – گفتوگو را مدیریت کن
- هدف این تمرین خریدن زمان نیست؛ هدایت گفتگو است
- هر روز ۵ دقیقه تمرین کافی است اما باید واقعی اجرا شود
- این تکنیک را در مکالمات روزمره تمرین کن تا طبیعی شود
قدم اول بعد از خواندن این تمرینها
خواندن این تمرینها فقط نیمی از مسیر است؛ نیمهی مهمتر شروع کردن و اجرا کردن است. اما قبل از اینکه وارد تمرینها شوی، باید یک قدم بسیار مهم برداری: برنامه شخصی بداههگویی برای خودت بسازی. بدون برنامه، تمرینها پراکنده میشوند و بعد از دو روز رها میشوند. برای همین، اولین کاری که باید انجام بدهی این است: یک دفتر یا فایل مخصوص تمرینهای بداههگویی بساز.
این دفتر مرکز فرماندهی تمرینهایت خواهد بود. اسمش را هرچه دوست داری بگذار؛ «دفتر بداههگویی»، «کارگاه کلمات» یا حتی «آزمایشگاه ذهن». مهم این است که از امروز روند تمرینها را ثبت و مدیریت کنی. قانون ساده است:
یادگیری بدون ثبت = فراموشی سریع
تمرین بدون برنامه = نتیجه ضعیف
چطور این دفتر را بسازی؟
سه ستون برای هر روز طراحی کن:
- تمرین امروز (مثلاً: میدان معنایی)
- مدت اجرا (۵ تا ۱۰ دقیقه)
- نتیجه و بازخورد (مثلاً: امروز روانتر بودم اما مکث زیاد داشتم)
قانون طلایی شروع تمرینها:
از امروز روزی فقط ۱۰ دقیقه تمرین کن. نه بیشتر، نه کمتر. راز موفقیت در بداههگویی تمرینهای سنگین نیست؛ تمرینهای سبک اما مداوم است.
آموزش های مرتبط

چگونه با ۵ تکنیک مخاطب را جذب کنیم؟ | قدرت متقاعدسازی در سخنرانی

۴ تمرین مؤثر برای واژگان قویتر | چگونه دایره لغات خود را ۲ برابر کنیم؟

دوره کلام بُرنده
خبرنامه | صفحه تکی نوشته
سینا آذرنیا
مدیر و موسس مدرسه فن بیان تاوا
درباره نویسنده
- بنیانگذار مدرسه فن بیان تاوا
- آموزش بیش از 1000 نفر در زمینه مهارتهای ارتباطی
- نفر سوم مسابقات سخنرانی کشور در سال 1400
تا کنون تجربه سخنرانی در بسیاری از فضاهای علمی و دانشگاهی را داشته و به همین دلیل محتوای او صرفا کپی شده از کتابها و مقالات مختلف نیست. به عبارت بهتر او در زمینه ارتباطات مطالعه، پژوهش و تجربه میکند و در آخر بهترین نکات را در دورهها به شرکتکنندگان ارائه میکند.
دیدگاهتان را بنویسید