بهترین تکنیک های جذاب شدن گفتار | روشی که کلام شما را ماندگار و تاثیرگذار میکند
چند سال پیش، در یکی از مناظرههای معروف، دونالد ترامپ به جای اینکه مستقیم وارد موضوع اقتصادی شود، یک داستان بسیار ساده تعریف کرد؛ داستان مردی معمولی که در یک کارخانه کوچک کار میکرد و بعد از تغییر قوانین تجاری، شغلش را از دست داد. ترامپ فقط با گفتن این جمله که من با مردی صحبت کردم که… توانست احساسات میلیونها نفر را در چند ثانیه درگیر کند.
نکته جالب این بود که او اصلا وارد جزئیات پیچیده نشد. نه نموداری، نه عددی، نه تحلیل اقتصادی. فقط یک داستان از یک فرد واقعی. اما همین یک روایت، بیش از هر آمار و نموداری تاثیر گذاشت.
چرا چنین چیزی ممکن است؟ چون مغز ما با داستان واکنش نشان میدهد، نه با دادههای مستقیم. داستانها احساس میسازند، تصویر میسازند و مهمتر از همه، پیام را در ذهن حک میکنند. این دقیقاً همان تکنیکی است که ترامپ، اوباما، استیو جابز و بسیاری از سخنرانان بزرگ دنیا استفاده میکنند. آنها پیام نمیدهند؛ پیام را در قالب داستان میکارند.
این مقاله دقیقا برای همین نوشته شده؛
تا تو یک قالب داستانسرایی یاد بگیری که هم پیچش دارد، هم اوج دارد، هم یک فرد واقعی در آن مسیر را طی میکند و هم میتواند پیام سخنرانی تو را چند برابر اثرگذارتر کند. اگر چند دقیقه همراه من بمانی، قالبی به نام فتح قله توسط فرد با پیچش داستان را یاد میگیری که میتواند هر سخنرانی خشک را تبدیل کند به یک روایت شنیدنی و ماندگار.
هدیه برنامه فن بیان📢
دانلود رایگان به جای پرداخت ۵۰۰ هزار تومان!
قالب فتح قله توسط فرد با پیچش داستان دققا چیست؟
قالب فتح قله توسط فرد با پیچش داستان یک مدل روایی جذاب و کاربردی است که سه عنصر مهم را در خود ترکیب میکند: فرد، مسیر، و اتفاق غیرمنتظره. این قالب با معرفی یک فرد واقعی یا قابل همذاتپنداری شروع میشود؛ فردی که یک هدف مشخص دارد و برای رسیدن به آن تلاش میکند. مسیر رسیدن به قله همیشه خطی نیست؛ پر از چالشها، تردیدها و تلاشهایی است که مخاطب بهراحتی میتواند خود را در آن ببیند. همین همذاتپنداری، داستان را زنده میکند و توجه مخاطب را بهطور طبیعی جذب میکند.
اما نقطه طلایی این قالب، پیچش داستانی است. در میانه مسیر، اتفاقی رخ میدهد که همه چیز را تغییر میدهد. یک شکست ناگهانی، یک فرصت غیرمنتظره، یک کشف جدید یا حتی یک اشتباه. این پیچش باعث میشود روایت از حالت قابل پیشبینی خارج شود و انرژی تازهای به سخنرانی بدهد. در پایان، فرد به قله میرسد یا حتی به نتیجهای مهمتر از قله اولیه. این قالب در سخنرانی یک حس سفر میسازد؛ سفری با شروع انسانی، اوج احساسی و پایان تاثیرگذار.
این قالب چه کمکی به سخنرانی و اثرگذاری کلامی ما میکند؟
این قالب یکی از قدرتمندترین ابزارهای اثرگذاری است، زیرا انسانها بیشتر از هرچیز با داستان یک فرد ارتباط برقرار میکنند. وقتی سخنرانی بر اساس نقش یک فرد شکل میگیرد، مخاطب احساس میکند در داستان حضور دارد و لحظه به لحظه مسیر را تجربه میکند. همین مشارکت احساسی، میزان توجه، یادگیری و پذیرش پیام را چند برابر میکند. قالب فتح قله توسط فرد با پیچش داستان یک ساختار طبیعی دارد که ذهن انسان از کودکی با آن آشناست؛ شروع، چالش، پیچش، و پایان.
از سوی دیگر، وجود پیچش داستانی باعث میشود سخنرانی از حالت قابل پیشبینی و یکنواخت خارج شود. این پیچشها به مغز مخاطب شوک مثبت میدهند و باعث میشود توجه دوباره فعال شود. همچنین بخش قله یا نتیجه نهایی، بهترین جایگاه برای انتقال پیام اصلی سخنرانی است؛ چون مخاطب در این لحظه از نظر احساسی و ذهنی آماده پذیرش یک جمعبندی قوی است. به همین دلیل، این قالب نه تنها جذاب است، بلکه اثرگذاری سخنران را در بالاترین سطح ممکن نگه میدارد.
چطور این قالب را اجرا کنیم؟ روش گامبهگام:
- یک فرد واقعی یا قابلباور انتخاب کنید؛ کسی که مخاطب بتواند خودش را جای او بگذارد.
• یک هدف روشن و قابل تصور تعیین کنید؛ چیزی که مثل یک قله در ذهن دیده شود.
• مسیر اولیه رسیدن به هدف را در چند جمله ساده توضیح دهید.
• دو یا سه چالش واقعی و انسانی معرفی کنید تا داستان عمق بگیرد.
• در نقطه میانی یک پیچش داستانی اضافه کنید؛ یک شکست، کشف یا اتفاق غیرمنتظره.
• توضیح دهید این پیچش چگونه نگاه فرد را تغییر میدهد.
• ادامه مسیر را با این نگاه جدید روایت کنید.
• پایان را با یک نتیجه روشن نشان دهید؛ رسیدن به قله یا دستیابی به بینشی مهمتر.
• یک پیام کاربردی و مستقیم استخراج کنید؛ چیزی که مخاطب بتواند همین امروز استفاده کند.
مثال کوتاه اجرای قالب
فرض کن میخواهم درباره اهمیت پشتکار در یادگیری مهارت صحبت کنم.
میتوانم داستان را اینگونه بسازم:
روزی یکی از هنرجوهایم تصمیم گرفته بود سخنران شود. هدفش روشن بود؛ میخواست اولین سخنرانیاش را در جمع ده نفره انجام دهد. اما در مسیر تمرین با چند چالش روبهرو شد؛ اعتماد به نفس پایین، تپقهای پشت سر هم و ناامیدیهایی که بعد از هر تمرین به سراغش میآمد.
در میانه مسیر اتفاق غیرمنتظرهای افتاد؛ فیلم یکی از تمرینهایش را دید و فهمید مشکل اصلیاش کمبود اعتماد نیست، بلکه عجله در گفتار است. همین کشف داستان را تغییر داد. از آن روز با تمرکز روی آرامسازی و مکثهای درست تمرین کرد.
در نهایت روز سخنرانی رسید و نه تنها موفق شد بدون تپق صحبت کند، بلکه در پایان جلسه چند نفر از او خواستند دوباره سخنرانی کند. پیام این داستان روشن است: گاهی قله فقط با یک تغییر کوچک در مسیر فتح میشود.
پیشنهاد لحظهای! ⏰
فقط تا زمانی که این صفحه باز است، فرصت دارید بهجای ۲ میلیون تومان، فقط با ۱۹۰ تومان در دوره جامع و نامحدود کلام بُرنده ثبت نام کنید 👇
این پنج کتاب قدرت فن بیان شما را پنج برابر افزایش میدهد!
خبر ویژه: ای سبک داستان را با هوش مصنوعی و در چند دقیقه طراحی کنید!
یکی از مزیتهای بزرگ هوش مصنوعی این است که میتواند الگوها و ساختارهای پیچیده روایت را خیلی سریع تحلیل کند و بر اساس آنها داستان بسازد. دقیقا همان کاری که نویسندگان حرفهای با سالها تجربه انجام میدهند، امروز با یک پرامپت دقیق قابل اجراست. اگر تو یک قالب مشخص به هوش مصنوعی بدهی و چند اطلاعات ساده را پر کنی، مدل میتواند از همان قالب پیروی کند و یک روایت کامل، تصویری، منسجم و مناسب سخنرانی تولید کند.
قالب فتح قله توسط فرد با پیچش داستان دقیقا از همین جنس قالبهاست؛ قالبی که هم انسانی است، هم احساسی، هم کاملا قابلساخت با هوش مصنوعی. کافی است فرد، هدف، چالشها و پیچش داستان را مشخص کنی تا مدل همه این اجزا را کنار هم بگذارد و یک داستان دقیق و تاثیرگذار بسازد.
در نتیجه هرکسی، حتی بدون تجربه نویسندگی، میتواند داستانهایی حرفهای و آماده سخنرانی طراحی کند.
حالا که ساختار را میشناسی، میرسیم به پرامپت آماده؛ پرامپتی که فقط کافی است جایخالیها را پر کنی و ادامه را به هوش مصنوعی بسپری.
متن پرامپت طراحی داستان با قالب فتح قله توسط فرد با پیچش داستان:
داستانی مناسب سخنرانی برای من بساز که کاملا از قالب فتح قله توسط فرد با پیچش داستان پیروی کند.
اطلاعات زیر را که توضح میدهم در داستان رعایت کن و بر اساس آنها یک روایت کوتاه، احساسی، تصویری و اثرگذار تولید کن.
اطلاعات پایه: (این بخش را باید خودتان و بر اساس موضوع سخنرانی پر کنید)
• فرد اصلی: …
• ویژگی یا مشکل اولیه او: …
• هدف یا قله مورد نظر: …
• چالشهای اصلی مسیر (دو یا سه مورد): …
• اتفاق یا پیچش داستانی: …
• بینش جدید بعد از پیچش: …
• نتیجه نهایی یا قله فتحشده: …
• پیام کاربردی داستان: …
ساختار خروجی:
- فرد را معرفی کن و مشکل اولیهاش را به صورت انسانی بیان کن.
- هدف روشن او را توضیح بده تا قله مشخص شود.
- چالشهای اصلی مسیر را کوتاه و واقعی توصیف کن.
- پیچش داستانی را در نقطه میانی وارد کن و اثر آن را نشان بده.
- توضیح بده فرد با نگاه یا بینش جدید چگونه مسیر را ادامه میدهد.
- نتیجه نهایی را روایت کن؛ رسیدن به قله یا دستیابی به بینشی مهمتر.
- در پایان یک پیام کاربردی و منتقلشدنی برای مخاطب استخراج کن.
خروجی باید روان، قابل اجرا در سخنرانی و کاملا انسانی باشد.
تمرین عملی برای اجرای قالب فتح قله توسط فرد با پیچش داستان
برای اینکه این قالب فقط یک مفهوم تئوری نباشد و تبدیل شود به مهارتی که واقعا بتوانی در سخنرانیها و ارائههایت اجرا کنی، یک تمرین ساده اما بسیار اثرگذار طراحی کردم. این تمرین را خودم بارها در کلاسها استفاده کردهام و همیشه نتیجهاش همین بوده که هنرجو بعد از چند روز میتواند داستانهایی روان، گیراتر و حرفهایتر بسازد.
- مرحله اول
یک فرد واقعی انتخاب کن؛ خودت، یکی از همکارانت، یا کسی که تجربهاش برایت الهامبخش بوده. مثلا فردی که تلاش کرده مهارتی را یاد بگیرد. - مرحله دوم
یک هدف روشن برای او تعریف کن؛ هدفی قابل تصور. مثلا میخواست در یک جلسه کاری اولین ارائهاش را با اعتماد به نفس انجام دهد. - مرحله سوم
دو یا سه چالش کوچک اما واقعی مسیر را فهرست کن. مثلا کمبود اعتماد به نفس، ترس از اشتباه، یا تمرکز پایین هنگام ارائه. - مرحله چهارم
یک اتفاق غیرمنتظره (پیچش) انتخاب کن. مثلا دیدن یک ویدئو از تمرین خودش و فهمیدن اینکه مشکلش سرعت زیاد گفتار است، نه اعتماد. - مرحله پنجم
بنویس این پیچش باعث چه تغییر نگاهی شد. مثلا تصمیم گرفت روی مکثها و آرامسازی تمرکز کند. - مرحله ششم
نتیجه نهایی را در یک جمله روشن توضیح بده. مثلا ارائهاش موفق شد و حتی بازخورد مثبت گرفت. - مرحله هفتم
یک پیام کاربردی استخراج کن که مخاطب بتواند همین امروز استفاده کند. مثلا گاهی قله فقط با یک تغییر کوچک فتح میشود. - مرحله هشتم
همه مراحل بالا را در یک روایت یکدقیقهای بخوان. نه بیشتر، نه کمتر. - مرحله نهم
همین روایت را فردا با لحن، ریتم یا زاویه دید متفاوت دوباره اجرا کن تا قالب در ذهنت تثبیت شود.
اگر این تمرین را سه روز پشتسرهم انجام بدهی، ذهنت بهطور طبیعی یاد میگیرد چگونه هر تجربهای را تبدیل کند به یک داستان حرفهای، منسجم و اثرگذار؛ داستانی که هم پیام میدهد، هم توجه را نگه میدارد و هم در ذهن مخاطب ماندگار میشود.
آموزش های مرتبط

چگونه با ۵ تکنیک مخاطب را جذب کنیم؟ | قدرت متقاعدسازی در سخنرانی

۴ تمرین مؤثر برای واژگان قویتر | چگونه دایره لغات خود را ۲ برابر کنیم؟

دوره کلام بُرنده
خبرنامه | صفحه تکی نوشته
سینا آذرنیا
مدیر و موسس مدرسه فن بیان تاوا
درباره نویسنده
- بنیانگذار مدرسه فن بیان تاوا
- آموزش بیش از 1000 نفر در زمینه مهارتهای ارتباطی
- نفر سوم مسابقات سخنرانی کشور در سال 1400
تا کنون تجربه سخنرانی در بسیاری از فضاهای علمی و دانشگاهی را داشته و به همین دلیل محتوای او صرفا کپی شده از کتابها و مقالات مختلف نیست. به عبارت بهتر او در زمینه ارتباطات مطالعه، پژوهش و تجربه میکند و در آخر بهترین نکات را در دورهها به شرکتکنندگان ارائه میکند.
دیدگاهتان را بنویسید