یاد بگیر سریع فکر کنی و هوشمند حرف بزنی | ۴ درس طلایی از استاد ارتباطات
۸۵ درصد از ما از صحبت در جمع میترسیم – اما راه حل سادهتر از آن است که فکر میکنید
اگر فکر ارائه در جلسه بعدی، قلبتان را به تپش میاندازد، تنها نیستید. آمارها نشان میدهد که ۸۵ درصد از مردم از سخنرانی در جمع میترسند. این ترس، از ارائه در یک جلسه کاری گرفته تا صحبت در یک جمع دوستانه، تقریباً برای همه ما آشناست. اما به گفته مت آبراهامز، استاد ارتباطات، در سخنرانی TEDx خود، راهحل فقط تمرین بیشتر نیست، بلکه تغییر بنیادین رویکرد ما به ارتباطات است.
این مقاله چهار مورد از تأثیرگذارترین و غیرمنتظرهترین نکات کلیدی سخنرانی او را استخراج میکند که میتواند به هر کسی کمک کند با اعتماد به نفس و وضوح بیشتری ارتباط برقرار کند.
هدیه برنامه فن بیان📢
دانلود رایگان به جای پرداخت ۵۰۰ هزار تومان!
۱. ارتباطات یک «فرصت» است، نه یک «تهدید»
رایجترین دیدگاه این است که موقعیتهای ارتباطی را فرصتهایی تهدیدآمیز برای شکست میبینیم. در مقابل، رویکرد پیشنهادی این است که آنها را به عنوان فرصتی برای به اشتراک گذاشتن ایدهها، باورها و نوآوریهای خود در نظر بگیریم.
آبراهامز برای روشن شدن این موضوع، داستانی شخصی را تعریف میکند: «دعواهای حمامی» او و همسرش بر سر نحوه فشار دادن تیوب خمیردندان (غلتاندن در مقابل فشردن). این درگیریهای کوچک زمانی متوقف شد که آنها چارچوب ذهنی خود را تغییر دادند و این موقعیتها را به عنوان «فرصتهایی برای آموزش از یکدیگر، برای ساختن امتیازها و برای همکاری» دیدند. این تغییر دیدگاه، درگیری را به تفاهم تبدیل کرد.
این تغییر دیدگاه از یک درگیری کوچک خانوادگی به یک اصل قدرتمند در ارتباطات حرفهای قابل تعمیم است: با تمرکز بر فرصت به جای تهدید، اضطراب جای خود را به کنجکاوی و همکاری میدهد.
زمانی که دیدگاه باز را میگیریم، ناگهان، چیزی که از آن میهراسیم مبدل به چیزی میشود که در آغوش میگیریم.
۲. سؤالی که میپرسید را عوض کنید: از «من چه میخواهم بگویم؟» به «مخاطب من به شنیدن چه چیزی نیاز دارد؟»
واضحترین و رایجترین رویکرد – یعنی تمرکز بر آنچه ما میخواهیم بگوییم – اشتباه است. آبراهامز یک تغییر اساسی را پیشنهاد میکند: یک «جودوی کلامی» که در آن تمرکز کاملاً به نیازهای مخاطب منتقل میشود.
برای درک این نیازها، باید سه سؤال کلیدی در مورد مخاطبان خود بپرسید:
* دانش آنها چیست؟ (آنها چه میدانند و برای درک پیام شما به چه اطلاعاتی نیاز دارند؟)
* توقعات آنها چیست؟ (از شما، ارائه شما و موضوع مورد بحث چه انتظاری دارند؟)
* برخورد آنها چگونه خواهد بود؟ (آیا با پیام شما موافق، مخالف یا بیطرف هستند؟)
آبراهامز برای نشان دادن قدرت درک مخاطب، داستانی از دوران داوطلبی در مهدکودک پسرش تعریف میکند. وقتی معلم برای لحظاتی کلاس را ترک کرد، بچهها شروع به دویدن و ایجاد هرج و مرج کردند. معلم مانند شخصیت «یودا» بازگشت، به آشوب نگاهی انداخت و به جای فریاد زدن، شروع به تشویق رفتارهای مثبت کرد: «ژانت، چقدر خوب قلمدانی خود را پاک کردی.» ناگهان، بقیه دانشآموزان به جای خود بازگشتند و رفتارشان را تغییر دادند. معلم فهمیده بود که مخاطبانش (بچهها) برای تغییر رفتار به چه چیزی نیاز دارند: تأیید و توجه مثبت، نه سرزنش.
پیشنهاد لحظهای! ⏰
فقط تا زمانی که این صفحه باز است، فرصت دارید بهجای ۲ میلیون تومان، فقط با ۱۹۰ تومان در دوره جامع و نامحدود کلام بُرنده ثبت نام کنید 👇
۲۰ راز فن بیان ترامپ
۳. به پیام خود یک اسکلت بدهید (و یادآوری را ۴۰٪ افزایش دهید)
این یک واقعیت آماری است: ما اطلاعاتی را که ساختار دارند، ۴۰ درصد بهتر به خاطر میسپاریم.
برای درک مفهوم ساختار، به یادآوری یک شماره تلفن ۱۰ رقمی فکر کنید. ما ده رقم تصادفی را به خاطر نمیسپاریم، بلکه آنها را به بخشهای کوچکتر و معنادار (مثلاً سه-سه-چهار) تقسیم میکنیم تا به یاد ماندنی شوند.
یک ساختار برای مخاطب شما مانند یک «نقشه» عمل میکند. همانطور که آبراهامز با استفاده از قیاس راهنمای تور توضیح میدهد: یک راهنمای تور خوب گروه خود را گم نمیکند و یک سخنران خوب نیز نباید اجازه دهد مخاطبانش در میانه پیام گم شوند. ساختار، همه را در مسیر نگه میدارد.
۴. چارچوب «مکگایور» برای هر موقعیتی: چه؟ خُب-چه؟ حالا-چه؟
ساختار مورد علاقه آبراهامز، که آن را «مکگایورِ ساختارها» یا «چاقوی سوئیسی» مینامد، چارچوب «چه؟ خُب-چه؟ حالا-چه؟» است. این ساختار به دلیل انعطافپذیری بالا تقریباً در هر موقعیتی قابل استفاده است.
اجزای آن به سادگی تعریف میشوند:
* چه؟ (What?): با گفتن این که موضوع چه است، آغاز میکنید.
* خُب-چه؟ (So What?): در این مرحله، شما اهمیت موضوع را برای مخاطب خود آشکار میکنید. به این سؤال پاسخ میدهید: «این اطلاعات چه ربطی به شما دارد و چرا باید برایتان مهم باشد؟»
* حالا-چه؟ (Now What?): میگویید که گام بعدی چیست یا چه کاری باید انجام شود.
این چارچوب آنقدر انعطافپذیر است که میتوانید از آن برای آموزش یک مفهوم، ایجاد انگیزه در یک تیم، یا حتی معرفی یک شخص استفاده کنید (کافیست «چه» را به «کی» تغییر دهید). این ساختار پیام شما را منسجم و قابل پیگیری میکند.
برای اینکه سریع فکر کنید و هوشمندانه صحبت کنید، این چهار اصل را به خاطر بسپارید: ذهنیت خود را از تهدید به فرصت تغییر دهید، روی نیازهای مخاطب خود تمرکز کنید، از ساختار برای افزایش ۴۰ درصدی یادآوری استفاده کنید، و چارچوب «چه؟ خُب-چه؟ حالا-چه؟» را به کار بگیرید تا در لحظه افکار خود را سازماندهی کنید.
هدف نهایی، ایجاد «ارتباطی جسورانه» است. شما میخواهید پیامتان مدتها پس از ترک اتاق، همچنان در ذهنها «پژواک بیندازد».
شما کدام یک از این ایدهها را برای اولین بار در گفتگوی مهم بعدی خود به کار خواهید گرفت؟
آموزش های مرتبط

چگونه با ۵ تکنیک مخاطب را جذب کنیم؟ | قدرت متقاعدسازی در سخنرانی

۴ تمرین مؤثر برای واژگان قویتر | چگونه دایره لغات خود را ۲ برابر کنیم؟

دوره کلام بُرنده
خبرنامه | صفحه تکی نوشته
سینا آذرنیا
مدیر و موسس مدرسه فن بیان تاوا
درباره نویسنده
- بنیانگذار مدرسه فن بیان تاوا
- آموزش بیش از 1000 نفر در زمینه مهارتهای ارتباطی
- نفر سوم مسابقات سخنرانی کشور در سال 1400
تا کنون تجربه سخنرانی در بسیاری از فضاهای علمی و دانشگاهی را داشته و به همین دلیل محتوای او صرفا کپی شده از کتابها و مقالات مختلف نیست. به عبارت بهتر او در زمینه ارتباطات مطالعه، پژوهش و تجربه میکند و در آخر بهترین نکات را در دورهها به شرکتکنندگان ارائه میکند.
دیدگاهتان را بنویسید