۱۰ اصل ارتباط مؤثر | چگونه بهتر و جذابتر صحبت کنیم؟
دیل کارنگی، نویسنده و سخنران مشهور، میگوید:
آدمها بیشتر از اینکه به حرف شما علاقهمند باشند، به خودشان علاقهمند هستند.
شاید در نگاه اول جمله سادهای باشد، اما اگر کمی به گفتگوهای روزمره خودتان دقت کنید، متوجه اهمیت آن میشوید.
چند بار پیش آمده وسط صحبت کسی، به جای اینکه واقعاً به حرفش گوش بدهید، در ذهن خودتان دنبال جواب بگردید؟
چند بار وقتی با نظر کسی مخالف بودهاید، قبل از اینکه دلیلش را بفهمید، سریع خواستهاید نظر خودتان را ثابت کنید؟
یا چند بار در یک گفتگوی ساده، ناگهان احساس کردهاید حرفی برای ادامه دادن ندارید؟
اصول ارتباط موثر فقط به خوب صحبت کردن مربوط نمیشود. گاهی یک سؤال درست، یک مکث کوتاه یا حتی تغییر نحوه گوش دادن میتواند مسیر یک گفتگو را کاملاً تغییر دهد.
در این مقاله میخواهم چند تکنیک کاربردی را با شما در میان بگذارم؛ تکنیکهایی که میتوانید در گفتگوهای کاری، خانوادگی، دوستانه و حتی هنگام آشنایی با افراد جدید اجرا کنید.
پس اگر میخواهید مهارت ارتباط موثر خودتان را تقویت کنید، تا انتهای مقاله همراه من باشید و مهمتر از آن، تکنیکها را فقط نخوانید؛ آنها را در گفتگوهای واقعی امتحان کنید.

۱. اول بفهمید، بعد پاسخ بدهید
یکی از مهمترین اصول ارتباط موثر این است که هنگام صحبت کردن، فقط منتظر نوبت خودتان برای جواب دادن نباشید. قبل از اینکه بخواهید پاسخ بدهید، تلاش کنید واقعاً بفهمید طرف مقابل چه میگوید و چه منظوری دارد.
خیلی وقتها ما به ظاهر گوش میدهیم، اما ذهنمان مشغول آماده کردن جواب است. در این حالت ممکن است کلمات طرف مقابل را بشنویم، اما منظور اصلی او را متوجه نشویم.
من پیشنهاد میکنم در گفتگو، بعد از تمام شدن حرف طرف مقابل، چند ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید:
منظور اصلی او چه بود؟
بعد پاسخ بدهید.
برای مثال، اگر دوستتان بگوید:
این روزها واقعاً از کارم خسته شدهام.
پاسخ ضعیف این است:
من هم خیلی از کارم خسته شدهام. تازه هفته قبل…
در این پاسخ، شما خیلی سریع گفتگو را به سمت خودتان بردهاید.
اما میتوانید بگویید:
بیشتر از خود کار خسته شدی یا از شرایط محیط کار؟
با همین یک سؤال، به طرف مقابل نشان میدهید که واقعاً به حرفش توجه کردهاید.
در ارتباط موثر در گفتگو لازم نیست همیشه راهحل بدهید. گاهی فرد مقابل فقط میخواهد مطمئن شود حرفش را فهمیدهاید.
برای اجرای این ترفند، در گفتگوی بعدی این کار را انجام دهید:
- وسط حرف طرف مقابل جواب را در ذهنتان آماده نکنید.
- اجازه بدهید جملهاش تمام شود.
- قبل از پاسخ چند لحظه مکث کنید.
- از خودتان بپرسید منظور اصلی او چیست.
- اگر مطمئن نیستید، بهجای حدس زدن سؤال بپرسید.
این روش به یکی از پایههای مهم مهارتهای ارتباطی تبدیل میشود: گوش دادن برای فهمیدن، نه فقط گوش دادن برای جواب دادن. این ایده با اصل گوش دادن همدلانه در آثار استیون کاوی همراستاست؛ یعنی ابتدا تلاش کنید دیدگاه و نیاز طرف مقابل را بفهمید و بعد دیدگاه خودتان را مطرح کنید.
۲. بهجای سؤال پشت سر هم، سؤال و تجربه شخصی را ترکیب کنید
یکی از اشتباهاتی که در گفتگو زیاد میبینم، تبدیل کردن مکالمه به یک مصاحبه است.
طرف مقابل میگوید:
آخر هفته رفتیم شمال.
شما میپرسید:
کجا رفتید؟
بعد:
با چه کسی رفتید؟
بعد:
چند روز ماندید؟
بعد:
هتل گرفتید؟
اگر پشت سر هم سؤال بپرسید، حتی اگر نیت خوبی داشته باشید، ممکن است طرف مقابل احساس کند در حال پاسخ دادن به یک پرسشنامه است.
راه بهتر این است که بین سؤال پرسیدن و صحبت کردن درباره خودتان تعادل ایجاد کنید.
مثلاً:
طرف مقابل:
آخر هفته رفتیم شمال.
شما:
چه خوب! کدوم قسمت شمال رفتید؟ من خودم چند وقته دلم میخواد دوباره برم.
حالا اگر گفت:
رامسر رفتیم.
میتوانید ادامه بدهید:
رامسر خیلی فضای خوبی داره. بیشتر برای استراحت رفتید یا برنامه گردش هم داشتید؟
در اینجا شما فقط سؤال نمیپرسید. کمی هم از خودتان اطلاعات میدهید و بعد دوباره فرصت صحبت کردن را به طرف مقابل میدهید.
یک الگوی ساده برای تمرین این کار داشته باشید:
- یک سؤال بپرسید.
- به پاسخ طرف مقابل توجه کنید.
- یک ارتباط کوتاه با تجربه یا نظر خودتان ایجاد کنید.
- دوباره یک سؤال مرتبط بپرسید.
مثلاً:
چه فیلمی دیدی؟
من هم اخیراً یک فیلم خوب دیدم و خیلی برام جالب بود.
تو بیشتر فیلمهای جدی دوست داری یا کمدی؟
این روش باعث میشود گفتگو طبیعیتر شود و حالت بازجویی پیدا نکند.
اگر میخواهید مهارت ارتباط موثر خودتان را تقویت کنید، از این به بعد فقط روی زیاد سؤال پرسیدن تمرکز نکنید. هدف این است که بین پرسیدن، گوش دادن و به اشتراک گذاشتن تعادل ایجاد کنید.

۳. وقتی موضوع جذابی پیدا کردید، آن را ادامه بدهید
خیلی از افراد تصور میکنند برای خوب صحبت کردن باید همیشه موضوع جدیدی برای گفتگو داشته باشند.
در حالی که یکی از راههای ساده برای بهتر شدن ارتباط موثر در گفتگو این است که وقتی یک موضوع جذاب پیدا کردید، بهسرعت سراغ موضوع بعدی نروید.
فرض کنید از دوستتان میپرسید:
این روزها مشغول چه کاری هستی؟
میگوید:
دارم روی یک پروژه شخصی کار میکنم.
اینجا یک موضوع خوب پیدا کردهاید.
بهجای اینکه بگویید:
آها، خیلی خوبه.
و بلافاصله موضوع را عوض کنید، میتوانید همان موضوع را کمی بازتر کنید:
چه پروژهایه؟
اگر جواب داد:
دارم یک سایت برای فروش محصولات دستساز راهاندازی میکنم.
باز هم میتوانید ادامه بدهید:
ایدهاش از کجا به ذهنت رسید؟
بعد از پاسخ او، سؤال بعدی میتواند درباره چالش کار باشد:
سختترین قسمت کار تا الان چی بوده؟
حالا گفتگو از یک سؤال ساده به یک گفتگوی واقعی تبدیل شده است.
برای اینکه این کار را راحتتر انجام دهید، وقتی طرف مقابل صحبت میکند، به کلمات و موضوعاتی که برایش هیجانانگیز است توجه کنید.
اگر روی موضوعی بیشتر توضیح داد، با انرژی بیشتری صحبت کرد یا مثال زد، احتمالاً همان موضوع ارزش ادامه دادن دارد.
برای ادامه دادن گفتگو میتوانید از سؤالهایی مثل این استفاده کنید:
- چطور به این موضوع علاقهمند شدی؟
- جالبترین قسمت این کار برات چیه؟
- سختترین بخشش کدومه؟
- اگر بخوای از اول شروع کنی، چه چیزی رو تغییر میدی؟
- چه چیزی بیشتر از همه برات جذابه؟
این تکنیک بهخصوص زمانی مفید است که احساس میکنید در گفتگو سریع حرف کم میآورید. لازم نیست برای هر چند دقیقه یک موضوع کاملاً جدید پیدا کنید؛ کافی است موضوعی را که برای هر دو نفر جذاب است، کمی عمیقتر کنید.
۴. وقتی با نظر متفاوتی روبهرو میشوید، بهجای رد کردن آن سؤال بپرسید
یکی از مهمترین بخشهای اصول ارتباط موثر مربوط به زمانهایی است که با طرف مقابل اختلاف نظر دارید.
فرض کنید همکارتان میگوید:
به نظرم این روش برای انجام پروژه اصلاً مناسب نیست.
اگر سریع جواب بدهید:
نه، اتفاقاً بهترین روش همینه.
احتمال زیادی دارد گفتگو خیلی زود تبدیل به بحث شود.
اما میتوانید ابتدا بپرسید:
چه چیزی باعث شده فکر کنی این روش مناسب نیست؟
حالا بهجای اینکه درباره درست یا غلط بودن نظر طرف مقابل حدس بزنید، فرصت پیدا میکنید دلیل او را بفهمید.
ممکن است بعد از توضیح او متوجه شوید مشکل اصلی چیز دیگری بوده است.
مثلاً بگوید:
چون دفعه قبل با همین روش، پروژه خیلی دیر تحویل شد.
حالا شما اطلاعات بیشتری دارید و میتوانید پاسخ دقیقتری بدهید:
متوجه شدم. پس نگرانی اصلیت زمان تحویله. اگر بتونیم این بخش رو سریعتر کنیم، نظرت درباره خود روش چیه؟
این مدل گفتگو بسیار بهتر از مقابله مستقیم است.
من برای چنین موقعیتهایی یک قانون ساده پیشنهاد میکنم:
اول دلیل را بفهمید، بعد درباره نظر طرف مقابل قضاوت کنید.
سؤالهایی مثل این میتوانند کمک کنند:
- چه چیزی باعث شده اینطور فکر کنی؟
- بیشتر از چه بخشی نگران هستی؟
- تجربهای داشتی که به این نتیجه رسیدی؟
- اگر بخوای یک بخشش رو تغییر بدی، کدوم بخشه؟
این کار به معنی قبول کردن نظر طرف مقابل نیست. شما فقط قبل از مخالفت، تلاش میکنید دلیل پشت آن نظر را بفهمید.
این رویکرد با نگاه کاوی به ارتباط موثر هماهنگ است؛ او بر این تأکید دارد که قبل از تلاش برای فهمانده شدن، باید برای فهمیدن دیدگاه طرف مقابل وقت بگذاریم.
۵. قبل از یک گفتگوی مهم، نتیجهای را که میخواهید مشخص کنید
یکی دیگر از اصول ارتباط موثر این است که قبل از شروع یک گفتگوی مهم، بدانید دقیقاً میخواهید به چه نتیجهای برسید.
خیلی وقتها وارد یک گفتگو میشویم و فقط میدانیم از شرایط ناراضی هستیم. اما نمیدانیم دقیقاً چه چیزی میخواهیم.
مثلاً میخواهید با مدیرتان درباره حجم زیاد کار صحبت کنید.
اگر بدون هدف مشخص وارد گفتگو شوید، ممکن است فقط از شرایط شکایت کنید:
کارها خیلی زیاده و واقعاً دیگه نمیرسم.
اما اگر قبل از گفتگو مشخص کنید چه نتیجهای میخواهید، حرفتان هم دقیقتر میشود.
مثلاً هدف شما میتواند این باشد:
میخواهم درباره اولویتبندی کارها به توافق برسیم تا بتوانم پروژههای مهمتر را با کیفیت بهتری انجام بدهم.
حالا گفتگو مسیر مشخصی دارد.
میتوانید بگویید:
من چند پروژه همزمان دارم و احساس میکنم اگر همه را با همین سرعت ادامه بدهم، کیفیت کار پایین میآید. میخواهم با هم اولویت پروژهها را مشخص کنیم تا بدانم روی کدام مورد تمرکز بیشتری داشته باشم.
این حرف با شکایت کردن تفاوت زیادی دارد.
برای آماده شدن قبل از یک گفتگوی مهم، این سؤالها را از خودتان بپرسید:
- دقیقاً میخواهم چه چیزی را مطرح کنم؟
- از این گفتگو چه نتیجهای میخواهم؟
- طرف مقابل چه دغدغهای ممکن است داشته باشد؟
- چه پیشنهادی میتوانم بدهم که برای هر دو طرف منطقی باشد؟
- اگر به نتیجه اصلی نرسیدیم، بهترین نتیجه جایگزین چیست؟
این کار باعث میشود هنگام صحبت کردن کمتر پراکنده شوید و حرفتان هدفمندتر باشد.
در واقع، بخشی از مهارتهای ارتباطی فقط به نحوه صحبت کردن مربوط نیست؛ قبل از صحبت کردن هم باید بدانید قرار است به کجا برسید. این نگاه با اصل شروع کردن با پایان در ذهن و همچنین رویکرد نتیجهمحور در کتاب هفت عادت همخوانی دارد.

۶. وقتی میخواهید کسی را متقاعد کنید، نظر او را وارد راهحل کنید
اگر میخواهید در یک گفتگو کسی را با خودتان همراه کنید، لازم نیست تمام تلاش شما برای اثبات درست بودن نظر خودتان باشد.
یکی از کاربردیترین اصول ارتباط موثر این است که به جای اینکه فقط درباره پیشنهاد خودتان صحبت کنید، از طرف مقابل کمک بگیرید تا راهحل مناسب را پیدا کنید.
فرض کنید میخواهید همکارتان را متقاعد کنید که برای انجام یک پروژه، از یک روش جدید استفاده کنید.
به جای اینکه بگویید:
این روش خیلی بهتره و باید همین کار رو انجام بدیم.
میتوانید بپرسید:
به نظرت چطور میتونیم این کار رو سریعتر و با خطای کمتر انجام بدیم؟
حالا اگر خودش پیشنهاد مشابهی با ایده شما مطرح کرد، احتمال همراهی او بیشتر میشود.
در این روش، شما به جای فشار آوردن، طرف مقابل را وارد فرایند تصمیمگیری میکنید.
برای اجرای این روش، هنگام مطرح کردن یک پیشنهاد این مراحل را انجام دهید:
- ابتدا هدف مشترک را مشخص کنید.
- نظر طرف مقابل را درباره راهحل بپرسید.
- به پاسخ او واقعاً گوش دهید.
- پیشنهاد خودتان را به صحبتهای او مرتبط کنید.
- در نهایت، روی راهحلی تمرکز کنید که برای هر دو طرف قابل قبول باشد.
مثلاً اگر میخواهید یکی از اعضای خانواده را برای تغییر برنامهای متقاعد کنید، به جای اینکه فقط بگویید:
این برنامه بهتره.
بپرسید:
به نظرت چطور میتونیم برنامهای بچینیم که هم برای تو راحت باشه و هم کارمون سریعتر انجام بشه؟
این تغییر کوچک باعث میشود گفتگو از حالت من در برابر تو خارج شود و به سمت پیدا کردن یک راهحل مشترک برود.
در مهارت ارتباط موثر هدف فقط این نیست که دیگران را با نظر خودمان همراه کنیم؛ مهم این است که آنها احساس کنند در تصمیمگیری دیده و شنیده شدهاند.
۷. وقتی یک موضوع خوب پیدا کردید، سریع موضوع را عوض نکنید
یکی از اشتباهات رایج در گفتگو این است که به محض تمام شدن یک جمله، سراغ موضوع دیگری میرویم.
فرض کنید دوستتان میگوید:
این روزها دارم کلاس آشپزی میرم.
اگر بگویید:
چه خوب! راستی هفته بعد کجا میری؟
یک فرصت خوب برای ادامه گفتگو را از دست دادهاید.
اما میتوانید همان موضوع را باز کنید:
چه غذایی رو بیشتر دوست داری یاد بگیری؟
اگر بگوید:
غذاهای ایتالیایی.
میتوانید بپرسید:
چی شد به غذاهای ایتالیایی علاقهمند شدی؟
حالا یک موضوع ساده میتواند چند دقیقه گفتگوی طبیعی ایجاد کند.
من برای این کار یک روش ساده پیشنهاد میکنم: وقتی طرف مقابل درباره موضوعی با علاقه صحبت میکند، همان موضوع را با سؤالهای مختلف باز کنید.
مثلاً از این مسیر استفاده کنید:
- موضوع چیست؟
- چطور به آن علاقهمند شد؟
- چه تجربهای درباره آن دارد؟
- چه چیزی در آن برایش جذاب است؟
- چه چالشی درباره آن داشته است؟
فرض کنید کسی درباره سفر اخیرش صحبت میکند.
به جای اینکه فقط بپرسید کجا رفتی، میتوانید بپرسید:
چه چیزی در این سفر بیشتر از همه برات جالب بود؟
یا:
اگر دوباره بخوای بری، چه چیزی رو تغییر میدی؟
این نوع سؤالها باعث میشوند طرف مقابل بیشتر درباره تجربه خودش صحبت کند.
این روش بهخصوص برای زمانی مفید است که فکر میکنید در گفتگو حرف کم میآورید.
لازم نیست همیشه موضوع جدید بسازید. گاهی فقط باید موضوع فعلی را کمی عمیقتر کنید.
۸. در گفتگوی خشک، فضا را با یک جمله شخصیتر کنید
گاهی مشکل گفتگو نداشتن موضوع نیست؛ مشکل این است که گفتگو بیش از حد رسمی و خشک شده است.
در چنین شرایطی، یکی از راههای ساده برای بهتر کردن ارتباط موثر در گفتگو این است که کمی از تجربه، احساس یا نظر خودتان را وارد صحبت کنید.
مثلاً به جای اینکه فقط بگویید:
امروز جلسه خوبی بود.
میتوانید بگویید:
امروز جلسه خوبی بود. من قسمت آخرش رو بیشتر دوست داشتم، چون بالاخره درباره برنامه اصلی به نتیجه رسیدیم.
حالا طرف مقابل اطلاعات بیشتری برای ادامه دادن گفتگو دارد.
یا اگر کسی درباره یک موضوع کاری صحبت میکند، میتوانید یک تجربه کوتاه مرتبط با خودتان بگویید:
من هم قبلاً دقیقاً با همین مشکل روبهرو شده بودم. چیزی که به من کمک کرد این بود که کارها رو اولویتبندی کردم.
البته منظور از شخصیتر کردن گفتگو این نیست که تمام صحبت را درباره خودتان کنید.
یک تجربه کوتاه بگویید و دوباره فضا را به طرف مقابل برگردانید.
مثلاً:
من هم چند وقت پیش چنین تجربهای داشتم و فهمیدم وقتی همه کارها رو همزمان انجام میدم، تمرکزم خیلی پایین میاد. تو برای این شرایط چه کار میکنی؟
این روش سه اتفاق ایجاد میکند:
- گفتگو از حالت پرسش و پاسخ خارج میشود.
- طرف مقابل اطلاعات بیشتری درباره شما پیدا میکند.
- موضوع جدیدی برای ادامه صحبت ایجاد میشود.
برای تمرین، در گفتگوهای روزمره به جای اینکه فقط سؤال بپرسید، هر چند دقیقه یک بار یک تجربه یا نظر کوتاه و مرتبط از خودتان هم بیان کنید.
این کار به مرور مهارتهای ارتباطی شما را طبیعیتر میکند.
۹. قبل از مخالفت، بخش قابل قبول حرف طرف مقابل را پیدا کنید
وقتی با نظر کسی مخالف هستید، لازم نیست مخالفت را با رد کردن کامل حرف او شروع کنید.
فرض کنید همکارتان میگوید:
به نظرم بهتره این پروژه رو فعلاً متوقف کنیم.
اگر پاسخ بدهید:
نه، اصلاً با این کار موافق نیستم.
احتمال دارد طرف مقابل احساس کند نظرش نادیده گرفته شده است.
اما میتوانید ابتدا بخش قابل قبول حرف او را پیدا کنید:
درسته، با توجه به فشاری که روی تیم هست، ادامه دادن پروژه بدون تغییر شرایط میتونه مشکلساز بشه. ولی شاید به جای متوقف کردن کامل پروژه، حجم کار رو کمتر کنیم.
در اینجا شما هنوز با نتیجهگیری او مخالف هستید، اما نشان دادهاید که دلیل نگرانیاش را فهمیدهاید.
این روش بهخصوص در بحثهای کاری، خانوادگی و گفتگوهای حساس بسیار کاربردی است.
برای اجرای آن، از این الگو استفاده کنید:
- اول بخش درست یا قابل قبول حرف طرف مقابل را پیدا کنید.
- همان بخش را کوتاه بیان کنید.
- بعد نظر متفاوت خودتان را مطرح کنید.
- در پایان، یک پیشنهاد مشخص بدهید.
مثلاً:
میفهمم چرا فکر میکنی این روش زمان زیادی میبره. من هم با این قسمت موافقم. اما شاید بتونیم با حذف مرحله دوم، زمان اجرا رو کمتر کنیم.
این مدل صحبت کردن باعث میشود ارتباط موثر به یک مسابقه برای برنده شدن تبدیل نشود.
هدف شما این نیست که طرف مقابل را شکست بدهید؛ هدف این است که بتوانید حتی در زمان اختلاف نظر، گفتگو را ادامه دهید.
۱۰. بهجای برنده شدن در بحث، دنبال راهحل سوم باشید
در بسیاری از اختلافها، ما تصور میکنیم فقط دو انتخاب وجود دارد:
یا نظر من درست است، یا نظر تو.
اما همیشه اینطور نیست.
یکی از کاربردیترین اصول ارتباط موثر این است که وقتی دو نفر روی دو راهحل متفاوت پافشاری میکنند، به جای انتخاب یکی از آنها، دنبال گزینهای بگردند که بخشی از خواستههای هر دو طرف را تأمین کند.
فرض کنید شما میخواهید آخر هفته به سفر بروید و طرف مقابل ترجیح میدهد در خانه بماند.
اگر گفتگو را اینطور پیش ببرید:
من میخوام بریم سفر.
نه، من نمیام.
احتمالاً خیلی زود وارد بحث میشوید.
اما میتوانید مسئله را دوباره تعریف کنید:
تو بیشتر با خود سفر مشکل داری یا با خستگی و دردسرش؟
اگر پاسخ این باشد که:
حوصله رانندگی و مسیر طولانی رو ندارم.
حالا راهحل سوم ممکن است این باشد:
پس یه مقصد نزدیک انتخاب کنیم که مسیرش کوتاه باشه.
اینجا نه شما کاملاً از خواسته خودتان گذشتهاید و نه طرف مقابل مجبور شده کاملاً نظرش را کنار بگذارد.
برای پیدا کردن راهحل سوم، وقتی اختلاف نظر دارید، این سؤالها را از خودتان بپرسید:
- خواسته اصلی من چیست؟
- خواسته اصلی طرف مقابل چیست؟
- مشکل واقعی پشت این اختلاف چیست؟
- چه گزینه دیگری وجود دارد که هر دو طرف را تا حدی راضی کند؟
- آیا میتوانیم پیشنهاد جدیدی بسازیم که در ابتدا روی میز نبود؟
این تکنیک در گفتگوهای خانوادگی، کاری، فروش، مذاکره و حتی اختلافهای دوستانه کاربرد زیادی دارد.
در مهارت ارتباط موثر همیشه لازم نیست یکی برنده و دیگری بازنده باشد. گاهی بهترین نتیجه زمانی به دست میآید که هر دو نفر از موضع اولیه خودشان کمی فاصله بگیرند و یک راهحل بهتر بسازند.

بیشتر بخوانید : آموزش فن بیان با برایان تریسی | تکنیکهای طلایی برای صحبت حرفهایتر
تمرین پایانی
برای اینکه مطالب این مقاله فقط در حد اطلاعات باقی نماند، میخواهم یک تمرین ساده انجام دهید.
در اولین گفتگوی مهمی که امروز یا فردا دارید، آگاهانه این پنج کار را انجام دهید:
- قبل از پاسخ دادن، اجازه دهید طرف مقابل جملهاش را کامل کند.
- بعد از شنیدن حرف او، یک سؤال مرتبط بپرسید.
- به جای سؤالهای پشت سر هم، یک تجربه کوتاه از خودتان هم به اشتراک بگذارید.
- اگر با نظر او مخالف بودید، ابتدا بپرسید چه چیزی باعث شده اینطور فکر کند.
- قبل از پایان گفتگو، تلاش کنید یک راهحل پیدا کنید که برای هر دو طرف مناسب باشد.
بعد از گفتگو، چند دقیقه فکر کنید و از خودتان بپرسید:
آیا بیشتر از قبل گوش دادم؟
آیا سؤالهای بهتری پرسیدم؟
آیا طرف مقابل فرصت کافی برای صحبت کردن داشت؟
آیا وقتی مخالف بودم، اول تلاش کردم او را بفهمم؟
اگر همین تمرین را در چند گفتگوی مختلف تکرار کنید، کمکم اصول ارتباط موثر از یک سری نکته خواندنی به بخشی از رفتار طبیعی شما تبدیل میشود.
به امید سخنور شدن شما (سینا آذرنیا)
دانلود رایگان pdf این مقاله!
برای دریافت PDF این مقاله و بقیه آموزش ها، فقط کافیه عضو کانال بله تاوا بشی و بسیاری آموزش رایگان رو دریافت کنی!
خلاصه ۷ کتاب برتر جهان
مهمترین نکات و تکنیکهای کاربردی از کتابهای برتر حوزه فن بیان، سخنرانی و ارتباط مؤثر را یکجا دریافت کنید.
دریافت خلاصه ۷ کتابدوره کلام بُرنده
خبرنامه | صفحه تکی نوشته
سینا آذرنیا
مدیر و موسس مدرسه فن بیان تاوا
درباره نویسنده
- بنیانگذار مدرسه فن بیان تاوا
- آموزش بیش از 1000 نفر در زمینه مهارتهای ارتباطی
- نفر سوم مسابقات سخنرانی کشور در سال 1400
تا کنون تجربه سخنرانی در بسیاری از فضاهای علمی و دانشگاهی را داشته و به همین دلیل محتوای او صرفا کپی شده از کتابها و مقالات مختلف نیست. به عبارت بهتر او در زمینه ارتباطات مطالعه، پژوهش و تجربه میکند و در آخر بهترین نکات را در دورهها به شرکتکنندگان ارائه میکند.
دیدگاهتان را بنویسید